شب، خارجی اجرایی از عملیات بازنویسی

شب، خارجی اجرایی از عملیات بازنویسی
اسپرانزا کولادو/ماکسیمیلیان لو کین ( با همراهی دین کاوانا و مایکل هبگینز)
جمعه سوم مهر نود و چهار
ساعت هفت شب

عملیات بازنویسی نام پروژه هنری و مشارکتی بین اسپرانزا کولادو و ماکسیمیلیان لو کین است.
این پروژه درژانویه سال ۲۰۱۱ به عنوان اثر ویديوئی آنلاینی توسط این دو هنرمند با ارسال تعدادی از تصاویر متحرک ۴۵ ثانیه‌ای بر اساس قوانینن خاصی شروع شد؛ از مهم ترین این قوانین می توان به این موضوع اشاره کرد که یک چهارم طول مدت نمایش آنها می بایست با تصویر سیاه پوشانده می‌شد.

غرابت – حضور بنیادین فضای تاریک به عنوان عملی سلب کننده مالکیت، جابجا کننده وبازتاباننده تبدیل به سوژه اصلی روند کار می شود؛ به‌طوری که به سرعت به تحریک رشته‌ای از آثار که خارج از حوزه تصویر متحرک هستند می‌‍پردازد. عملیات بازنویسی به گونه‌ای طراحی شد تا قادر به رشد از یک جنین آنلاین به سوی ماهیتی هویت‌بخش، توسعه یابنده باشد.
مفهومی از سینما که به آن می ‌پردازیم ‍پیوسته دستخوش ارزش گذاری مجدد است و به اندازه تلفظ کلمات، تلفظ و فن‌آوری ‍— را دربر می‌گیرد؛ بدن انسان به مثابه اسباب فناوری و وسایل داخل منزل به عنوان ماده اصلی فیلم.

آثار ما با ماحصل برش زدن، تعلیق، انقطاع به عنوان قوانین بنیانی سینما که شامل مسائل متوالی و مقدم است سروکار دارند.

همانطور که ‍پروژه ‍‍پیش می‌رفت، تعدادی از ابژه ها، ایماژها و افعال تکرار شدند که هرچه بیشتر از آنها استفاده می‌شد، حاصل ،هم‌ آوائی وتولید معنی بود. عملیات بازنویسی منطقه‌ای را در میان رویا، سینما و مراسمی این جهانی را اشغال می کند.

در گذاری فراتر از فاز نخست ویدئوهای آنلاین، عملیات بازنویسی به سمت شماری از آثار میان رشته‌ای دیگر منشعب شد که شامل فیلم‌های ۱۶ میلیمتری و ۸ میلیمتری، یک کتاب هنرمند ویک وبلاگ عکس می‌شود. تا به امروز سه نمایشگاه برگزار شد که هرکدام شامل تعدادی چیدمان بوده‌اند، نمایشگاهی در فضای هنری کسترو دی کاپدا در شهر لیون اسپانیا (سپتامبر ۲۰۱۱)، انیستیتو سروانتس واقع در شهر دوبلین ایرلند (اکتبر ۲۰۱۱) و گالری مرکز فیلم کورک در شهری با همین نام در ایرلند (مه ۲۰۱۲). اما علاقه به مداخلات جسمانی، واسازی سینمایی و تحقیقات ماده گرایانه نهایتاً منجر به تصمیم‌گیری برای عملیات بازنویسی به عنوان ‍پروژه‌ای شد که اصولاً مبتنی بر نمایش است.

اجراهای نمایش عملیات بازنویسی معمولا ‍شامل بازنمائی هنرمندان به عنوان شخصیت های «دانشمند» می‌شود که در تعامل با با پروژکتورهای ‍‍‍پیچیده فیلم (سو‍پر۸ و ۱۶ میلیمتری)، صداهای از پیش ضبط شده و یا زنده، همینطور اجسامی که به طوری چیده شده بودند تا چیدمانی تغییر پذیر را تشکیل دهند. روایت های بریده شده فیلم نوآر شاید با تحقیقات ماده گرایانه ای که با هردو – جسم انسان و سینما – همزیستی داشته باشند. که از این میان، میتوان از دومی به عنوان وصله یا انگاره ای گسترش یافته ای ‍پس از ‍‍موفقیت های لتریسم یاد نمود. رسانه فیلم تبدیل به ابژه می شود، چکش خوار و شکننده، قابل خوردن، قابل تخریب و مستعد برای اندازه گرفتن فضا و زمان. نور تابیده شده از پروژکتور و میدان مغناطیسی متناوب آن می تواند از درون ماشین دوخت نشت کرده و با تابیدن بر روی صفحه ای مادی(جسمانی) داخل یک چشم بسته (چشم بند) رسوخ کند. همه این اعمال و برخی دیگر در چهارچوب رشته ای از انقطاع های سرراست و دقیق، می توانند اجراهای عملیات بازنویسی را تبدیل به چیزی کند که در همه اجزای خود مشوش و طنز آمیز باشد. اجراهای ذکر شده به طور معمول شامل او‍بژه هایی مانند فیلم‌های ۱۶ میلیمتری و سو‍پر ۸، ترکیب بندی هایی در اتاق تاریک، افعال مربوط به طراحی رقص، صداهای آن حرکت ها، ضبط های انجام شده روی ریل، اجسامی مانند ‍‍تعدادی پر، تخم مرغ، ابزار، یک آینه بیضوی شکل، یک ماسک گاز، خون مصنوعی، یک لوله آب، یک ‍پوشه قهوه ای رنگ، یک حلقه فیلم، سطل هائی از مایعات، یک شنل تو خالی، یک میز اطو، دستگاه ماساژ شانه، یک تلوزیون رنگ و رو رفته، یک علامت ایکس به رنگ قرمز خونی، تعداد دیگری حرف ایکس، نور قرمز، یک مکالمه تلفنی، یک دستگاه مخلوط کننده نوشیدنی، یک ماشین دوخت، یک شرهّ رنگ، درخت های نخل، وسایل تنیس، لباس های آدم آهنی، نامه های رنگ شده و …

جنبه های نمایشی عملیات بازنویسی با میانجیگری که در افتتاحیه یک نمایشگاه در انیستیتو سروانتس در دوبلین شروع شد.هنگامی که تصویری از هنرمندان در حالت نشسته در مقابل مردم به نمایش در آمد، آنها با صدائی آرام متنی را زمزمه کردند که با وجود اقامه زنده با میکروفن از داخل محلی مخفی از دید حضار، آنها قادرنبودند تا تشخیص دهند که آیا صدا از منبعی از پیش ضبط شده ‍پخش می شود یا هنرمندان حقیقتاً در محل حاضر هستند. اولین نمایش تمام عیار با عنوان ‘ آینه ای از جنس ‍پر’ بود که متعاقباً در سال ۲۰۱۲ در گالری مرکز فیلم کورک روی ‍پرده رفت، که در طول مدت پخش آن تجربه دیدن لباس های کثیف و آینه ای که با چکش شکسته می شد از جمله رخداد هائی بود که رسوم زندگی خانگی را به عنوان سوژه ای زهرآگین – درفضائی که حال و هوای زیرمینی عمیق دارد – دوباره پیکربندی می کند. این اجرا در اولین نمایش فیلم کولادو با عنوان ‘ گاز نورانی’ به اوج خود می رسد که درون مایه هایشان با یکدیگر ‍پیوند دارند. مفهوم گاز و حضور ماسک های گاز به طور مکرّر در خلال اجرای عملیات بازنویسی روی داد.

اجراهای متعاقب و بسیار مرتبط مانند ‘ تله شنی مانیل ‘ (نمایش در گست هاس کرک، کشور ایرلند، سال ۲۰۱۲) و ‘کوکتل بند کشی شده’ (نمایش در اکس سنتریک، بارسلون، کشور اسپانیا، سال ۲۰۱۳) ماهرانه بر پایه ‘ آینه‌ای از جنس پر’ و با سرانجامی وحشیانه تر و کابوس وار ساخته شده بود، صحنه‌های آن شامل خون مصنوعی و عمل مبادرت به بلعیدن یک حلقه فیلم بود به طوری که جسم فرد و پروژکتور به طرز فزاینده همبسته می شوند. این رشته از نمایش‌ها با حضور نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگرایرلندی جان مک کارتی بازیگر بسیاری از فیلم های لو کین، همراه بود. فیلم لو کین با عنوان’ نواحی دلبستگی’ (۲۰۱۳) با حضود لو کین و کولادو می باشد و برگرفته از فضای ‘ تله شنی مانیل’ است به طوری که حتی شامل تکه فیلم های آن اجرا می باشند. این نمایش حتی شخصیت دو بازیگر اصلی را —، با کولادو که در نقش دانشمند پر مشغله ای است که مشغول آزمایش‌های عجیب وغریب است و لو کین در نقش انسانی کم اهمیت متناسب با موضوع هائی که مشغول کار روی آنهاست تصویر شده است.
هنگامی که جان در خواب بود (موزه هنرهای معاصر لیون، اسپانیا، ۲۰۱۳) و یک قطعه از آینه ای شکسته معلق بر روی یک نخ (تاباکلارا، سن سباستین، اسپانیا، ۲۰۱۴) ‍پاسخی به فیلم ناتمام مارسل دوشان و مایا درن گهواره ساحره (۱۹۴۳) بود که شاهد رویکردی شوخ طبعانه ولی ناآشکاراا تهدید کننده است اگر همچنان به صورت نوعی به عنوان رویکردی ناهماهنگ با مصالح عملیات بازنویسی باشد. این ‍پاسخ ضرورتاً مشتمل بر رشته ای از آزمایشات شکست خورده است که به یک اندازه مراسمی خصوصی هستند، اینها اجراها شاهد کم اهمیت شدن تابانده شدن تصویر و باز کردن فضا برای نور خالص و یا چرخه های ساده هستند. لو کین در مدت زیادی از این اجراها در هیبت روباتی است که چهره اش با ورقه آلمینیومی پوشیده شده و توسط کولادو توسط یک مشعل قرمز کنترل می شود. کولادو همچنین اسبابی نمادین را به کار می‌گیرد. و همچنین سایر المان ها و کنش های استفاده شده در اینجا ممکن است متعاقبا بخشی از اجرای تک نفره تحسین برانگیزش به عنوان ما تنها دایناسورها را تضمین می کنیم (۲۰۱۵) گردد.

در تاریخ سپتامبر سال ۲۰۱۵، عملیات بازنویسی یک مجموعه کاملا جدید را درتهران به نمایش خواهد گذاشت. این رخداد اولین کار مشترک این پروژه در طول مدت یک سال اخیر خواهد بود. تکیه کلام آنها مانند گذشته «همچنان در حال امتحان کردن هستیم» باقی مانده است.